محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
398
آثار عجم ( فارسى )
[ مطلب ديگر ] : [ 239 f ] ديگر ، صورتى كه بالا تنهء آن ، چون انسان و پايين تنهاش ، چون مرغ است و آن در حلقهاى است و به حالت پرواز است ؛ و گفتيم آن را فروهر « 1 » گويند و صورت آن ، يك جا در نمرهء 23 هست و تحقيقى در حقيقت آن نموديم ، چند نفر از سيّاحان و حكماى فرنگ ، در مسافرتنامههاى خود نوشتهاند : - آن صورت ، « جان » است ، يعنى وقت بيرون رفتن از بدن . و اشاره مىكنند كه روح ، پس از خلع « 2 » بدن ، به عالم بالا ، عروج مىنمايد ؛ و ما ديدهايم در امكنهء بسيار - از ايران و غيره - در نقشهاى قديمه ، كه آن صورت را بسيار جاها - خصوصا بالاى دخمههاى اموات - كشيدهاند و در بعض جاها ، آن حلقه « 3 » را نقش نمودهاند ، بدون آن صورت ؛ اشاره به اينكه روح از حلقهء عالم ، به در رفته . به هر حال آن صورت ، روح بايد باشد . مؤلّف گويد : اين نيكو تعبيرى است و فقير را بدان اعتقاد است كه خيال سازندگان آن صورت ، همين بوده [ است ] . [ مطلب ديگر ] : در مجالس نقش رجب - كه به نمرهء 29 نقشهاى را نمودهايم و تفصيل آن را نوشتهايم - در كتاب سيّاحى فرانسوى ، نوشته كه مجلس دست راست آن عرصه ، تاجبخشى اردشير است كه تاج خود را به پسرش شاپور مىبخشد . همچنين نوشته است كه : مجلس روبرو كه همه پيادهاند ، آنجا ، تاجبخشى اورمزداست ، شاپور اوّل را ؛ يعنى خدا به شاپور ، تاج مىبخشد . شخص دست راست ، به اعتقاد پارسيها ، اورمزد و شخص دست چپ ، شاپور است و گويد : در نقش رستم ، اورمزد را ، سواره كشيدهاند كه به اردشير تاج مىدهد ؛ و در اينجا پياده كشيدهاند كه به شاپور - پسر اردشير - تاج مىدهد و او را پادشاه مىكند ؛ و آن دو نفر كه پشت به مجلس كردهاند ؛ يكى از آنها مادر شاپور است و آن دو طفل كه در ميانند ، دو پسر شاپور مىباشند . مؤلّف گويد : در بودن شخص دست [ 240 f ] راست ، صورت اورمزد ، همان
--> ( 1 ) . تشكيل و معنى آن را سابقا نموده و گفتهايم ؛ و گذشت . ( 2 ) . به فتح اوّل ، به معنى بركندن است . ( 3 ) . در بعض جاها كه حلقهء مذكوره نقش است بدون صورتى ، به اين شكل است : اسكن اين صورت . اكثر در كرمانشاهان و بابل و غير هما بر در دخمههاست .